یاسین اژدری
سه واژه رشد،پیشرفت و توسعه در سه معنای مختلفی به کار برده میشوند و حال آنکه ما در بسیاری اوقات آن ها را جابجا بکار میبریم.جهان اطراف ما روز به روز کوچکتر شده و جهانی شدن باعث نزدیک شدن کشور ها به یکدیگر شده است.با توجه به این موضوع باید ببینیم که ما چقدر در این زمینه پیشرفت کرده ایم و به عبارتی چقدر توانسته ایم به توسعه برسیم.به همین منظور گفت و گویی ترتیب داده ایم با آقای حسین الله یاری کارشناسی ارشد رشته اقتصاد.
1.اقای الله یاری معنا و مفهوم سه واژه رشد،پیشرفت و توسعه با یکدیگر متفاوت است.در ابتدا از این سه واژه تعریفی ارائه بدهید هرکدام از این ها به چه معنی است ؟و چه تفاوتی باهم دارد؟
بهتر است که این سه واژه را با ذکر مثالی تعریف کنم و تفاوت های ان هارا بیان کنم.رشد تکثیر وضع موجود است.به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده و سال اینده 200 هزار خودرو با همان وضعیت تولید میکند،یا افزایش تعداد جاده ها، فرودگاه ه،سدهاو...نشانه رشد است.پیشرفت اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم.به طور مثال ایران خودرو در سال اینده خودرو های مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتری تولید میکند.یا اینکه سد ها با فرایند متفاوت و کیفیت بهتری ساخته شوند.اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند.اما واژه سوم یعنی توسعه برخلاف دو مفهوم قبلی به معنای تحول کیفی در پدیده موجود است.توسعه به معنای تغییر در خلق و خوی فردی و الگو های رفتاری و اجتماعی و حتی ماهیت پدیده هاست. به طور مثال اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد رو به رو هستیم.اگر با این عضلات بتوانیم کار های حرفه ای ورزشی مثل ژیمناستیک انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بوده ایم اما اگر از لحاظ رفتار ها و خلق و خو ها انسان متفاوت دیگری شدیم توسعه یافته ایم.
2.تقریبا از اواسط حکومت قاجار و بعد از جنگ های ایران و روسیه و شکست ایران جمعیت نخبه ما تلاش زیادی انجام دادند تا این عقب افتادگی ها هرچه بیشتر جبران شود.و این تلاش ها در دوران پهلوی دوم به اوج خودش رسید.حرکت به سمت توسعه پس از انقلاب 57چگونه بوده و ایا ما به نتایج رضایت بخشی رسیده ایم؟
افزایش ارتباطات میان کشور های مختلف سبب شده که مردم کشور های مختلف خود را با یکدیگر مقایسه کنند و این خود میتواند موجب احساس غرور و یا سر افکندگی میان افراد یک کشور شود.در جنگ های ایران و روسیه که ایران در این جنگ ها شکست خورد موجب شد که حاکمان ما به سمت رفع این نواقص حرکت کنند و توان خودشان را هرچه بیشتر به سمت رشد و پیشرفت معطوف کنند.در این راستا حاکمان سعی کرده اند تا زیر ساخت هارا ارتقا داده و شروع به افزایش امکانات مادی بکنند.حکومت پهلوی هم در این زمینه تلاش های زیادی انجام داده است.بعد از انقلاب 57 با توجه به اینکه شعار انقلاب ربطی به توسعه یا توسعه یافتگی نداشته و شعار بنیادی انقلاب ((استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی))بوده است ولیکن به دلیل اینکه توسعه امروزه به امری ضروری تبدیل شده است حاکمان و دست اندر کاران جمهوری اسلامی نیز همان رویه گذشته را در پیش گرفتند .ما بعد از انقلاب شاهد رشد وپیشرفت زیادی بوده ایم حتی در برخی حوزه ها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشته ایم ولی همه این ها نتوانسته منجر به توسعه شود.
3.امروزه برخی دست به مقایسه میزنند و رشد و توسع یافتگی قبل و بعد از انقلاب را باهم مقایسه میکنند.مثلا در گفتارشان میشنویم که اگر ایران با همان شیوه پیش میرفت به ژاپن خاور میانه تبدیل میشد .به نظر شما آیا همینطور بوده و واقعا ما قبل از انقلاب به سمت توسعه یافتگی در حرکت بوده ایم؟
ببینید همانطور که گفتم هر آنچه که ما در قبل و بعد از انقلاب بدان به عنوان توسعه یافتگی پرداخته ایم در واقع توسعه نبوده بلکه رشد و پیشرفت بوده.و تقریبا مفهوم توسعه بدرستی برای مسئولان ما تعریف نشده .قبل از انقلاب و بعد از اینکه قیمت نفت سیر صعودی رو طی میکرد محمد رضا شاه دست به اصلاحاتی زد در زمینه اقتصادی و صرفا با افزایش امکانات مادی در پی آن بود تا ایران را به کشوری توسعه یافته تبدیل کند.ولی مقوله توسعه فرایندی بلند مدت است و تنها به توسعه اقتصادی هم محدود نمیشود ،هرچند بعد اقتصادی شرطی لازم برای توسعه یافتگی است ولی شرط کافی نیست .در مقابل رشد یک مقوله کمی و کوتاه مدت است و جنبه اقتصادی در آن اشکار تر است و ما در کوتاه مدت میتوانیم به ان دست یابیم .بنابر این با توجه به این تعاریف نمیتوان گفت که ما قبل از انقلاب به سمت توسعه در حرکت بوده ایم بلکه همه ان ها نشانه رشد و پیشرفت بوده اندو دست یابی یک کشور به رشد الزاما به معنای دست یابی ان کشور به توسعه نیست.
4.با توجه به وضع موجود و این تعاریف به نظر شما چه راهکار هایی میتوانیم ارائه بدهیم تا به توسعه برسیم یا چه ابعادی از جامعه باید تقویت شود تا مفهوم توسعه نهادینه شود و بتوانیم در زمره کشورهای در حال توسعه قرار بگیریم؟
اگر به جوامع توسعه یافته نگاهی بیاندازیم متوجه نکاتی میشویم ،در این جوامع حساسیت ها و توجهات بیشتر است و جامعه نسبت به هر رفتاری واکنش نشان میدهد به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا میکند زمانی که توسعه روی میدهد ابعاد کمی پیشرفت و رشد در روح متجلی میشود و کیفیت تحول مد نظر قرار میگیرد.در واقع از منظری دیگر توسعه دارای دو بعد است بعد اقتصادی و مادی،و بعد فرهنگی_رفتاری .این که میگویم ما به توسعه نرسیدیم به این خاطر است که ما بیشتر به بعد اقتصادی و مادی توجه کرده ایم.در بعد اقتصادی ،توسعه تولید رفاه میکند و رفاه زمانی است که میتوانیم خود را از فشار ها و تصادف های طبیعی و غیر طبیعی مصون کنیم.در این بعد از توسعه ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم .سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی میخواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت میشود.بنابراین احساس نیاز به نیروی فنی شکل میگیرد.بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرایندی که طی میشود رشد و پیشرفت است .اما توسعه بعد فرهنگی_رفتاری هم دارد.زمانی شما تمام ابزار ها و امکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعه تان احساس ناراحتی و کلافگی میکنید.با این که رفاه دارید اما احساس رضایت نمیکنید.مثلا ما در خودرویی مدرن با رفاه کامل نشسته ایم اما به علت بی نظمی و بی قانونی از رانندگی در این شهر رضایت نداریم.زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمیدهد روابط و رفتار های ما تیز و برنده و پر هزینه میشود .در جوامع توسعه نیافته،شما اگرچه ابزار های پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتار هایتان تیز و همراه با خشونت است .بعد فرهنگی و رفتاری توسعه تیزی های رفتار مارا صیقل میدهد و مناسبات اجتماعی مارا کم هزینه تر میکند و در نتیجه صیقل خوردن تیزی ها،رضایت شکل میگیرد.
برچسب:
نویسنده: آریا رستگار